۲۵ اوت۲۰۲۶ - یک مطالعه کوهورت گذشته‌نگر نشان داد که درمان با تحریک عصب زیرزبانی یا هیپوگلوسال (HNS) با روند رو به کاهش در سطوح HbA1c(هموگلوبین گلیکوزیله) و کاهش وابستگی به انسولین در میان بیماران دیابتی مبتلا به آپنه انسدادی خواب (OSA) همراه بوده است. با این حال، این بهبودها به لحاظ آماری معنادار نبودند.

یافته‌ها حاکی از آن است که تحریک عصب هیپوگلوسال ممکن است مزایای بالقوه‌ای برای مدیریت دیابت داشته باشد که این امر نیاز به مطالعات آینده‌نگر گسترده‌تر برای تعیین بهتر نقش آن در بهبود کنترل قند خون را برجسته می‌کند. این مطالعه در مجله Sleep and Breathingمنتشر شده و توسط احسان احمد و همکاران از دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین در برانکس، نیویورک، ایالات متحده انجام شده است.

آپنه انسدادی خواب (OSA) یک اختلال تنفسی شایع مرتبط با خواب است که اغلب با دیابت نوع ۲ همراه است و مشخص شده است که بر سلامت متابولیک تأثیر منفی می‌گذارد. تحریک عصب هیپوگلوسال یک درمان اثبات شده برای OSAمتوسط تا شدید است که با فعال کردن عضلات راه هوایی فوقانی در هنگام خواب عمل کرده و به حفظ باز بودن مجرای تنفسی کمک می‌کند. در حالی که نشان داده شده است تحریک عصب هیپوگلوسال پیامدهای آپنه خواب را بهبود می‌بخشد، تأثیر بالقوه آن بر کنترل دیابت تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است.

محققان برای بررسی این رابطه، یک بررسی گذشته‌نگر بر روی بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ که بین ژانویه ۲۰۲۰ تا اکتبر ۲۰۲۴ تحت درمان HNSدر یک مرکز پزشکی دانشگاهی قرار گرفته بودند، انجام دادند. این تحلیل شامل ۱۷ بیمار بود و تغییرات در شدت آپنه خواب، کنترل قند خون، استفاده از انسولین و نیاز به داروهای دیابت را پس از کاشت HNSارزیابی کرد.

جامعه مورد مطالعه دارای میانگین سنی ۶۵.۳ سال بود که مردان ۵۲.۹ درصد از شرکت‌کنندگان را تشکیل می‌دادند. میانگین شاخص توده بدنی۳۰.۴ کیلوگرم بر متر مربع و میانگین شاخص آپنه-هیپوپنه (AHI) اولیه ۳۲.۴ رویداد در ساعت بود که از نظر بالینی نشان‌دهنده OSAقابل توجه است.

یافته‌های کلیدی به شرح زیر بود:

·  میانگین سطوح  HbA1cاز ۶.۶۰٪ قبل از کاشت  HNSبه ۶.۲۶٪ پس از درمان کاهش یافت که نشان‌دهنده کاهش متوسط ۰.۳۱ واحد درصدی است.

·  اگرچه کاهش HbA1c از نظر آماری معنادار نبود، اما نشان‌دهنده یک روند مطلوب به سمت بهبود کنترل قند خون بود.

·  از شش فرد بیماری که قبل از درمان  HNSوابسته به انسولین بودند، سه نفر (۵۰٪) توانستند در طول دوره پیگیری، مصرف انسولین را قطع کنند.

·  بهبودهای بیشتر در شدت آپنه انسدادی خواب به‌طور معناداری با کاهش بیشتر در سطوح  HbA1cهمراه بود.

·  بهبود در شاخص آپنه-هیپوپنه (AHI) با بهبود در کنترل قند خون همبستگی داشت.

·  بیمارانی که بار دارویی دیابت آن‌ها کاهش یافته بود، بهبودهای قابل توجهی هم در سطوح  HbA1cو هم در شدت آپنه خواب نشان دادند.

·  یافته‌ها نشان‌دهنده یک پیوند بالقوه بین پاسخ به درمان  HNSو پیامدهای متابولیک بهتر است.

نویسندگان محدودیت‌های مطالعه، از جمله حجم کم نمونه، طراحی گذشته‌نگر و تأثیر احتمالی عواملی مانند رژیم غذایی، فعالیت بدنی و داروهای دیابت را مورد تأیید قرار دادند.

به طور کلی، درمان  HNSبا روندهای مطلوبی در جهت بهبود کنترل قند خون و کاهش استفاده از انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ و  OSAهمراه بود. با این حال، برای تأیید این یافته‌ها و شناسایی بیمارانی که بیشترین احتمال بهره‌مندی از این درمان را دارند، به مطالعات کنترل‌شده آینده‌نگر و گسترده‌تری نیاز است.

منبع:

https://medicaldialogues.in/diabetes-endocrinology/news/hypoglossal-nerve-stimulation-may-improve-glycemic-control-in-patients-with-diabetes-and-osa-study-176700